«او یافت مرا»، رضا عیوضی

«او یافت مرا»
(سفرنامهٔ پیاده‌روی اربعین
و کمی مزاح

من خودم به این نتیجه رسیدم که برای رانندگی در شهرهای عراق، تنها بلد بودن دو چیز کافی است: راننده، اول باید نحوه استفاده از گاز، کلاچ، ترمز و فرمان را بلد باشد؛ دوم باید بلد باشد که بوق بزند! حتی بیش‌تر از این! به جرأت می‌توان گفت که بوق زدن در فرهنگ رانندگان عراق، از اهمیتی برخوردار است که شاید حتی همان گاز و ترمز و کلاچ و فرمان و… هم آن اهمیت را نداشته باشند و به عبارتی، بوق زدن در عراق نیمی از رانندگی است. فلذا اگر شما از راننده‌ای که کنار جاده پارک کرده و کاپوت ماشین را بالا داده، بپرسید که مشکل و خرابی ماشین از چیست؟ هیچ بعید نیست که او در جواب بگوید: «بوقم کار نمی‌کنه، زاپاس هم ندارم» یا بگوید: «بوقم جوش آورده زنگ زدم بوق‌ساز از شهر، خودش‌ رو برسونه». آن‌قدر که بوق چیز مهمی است در این‌جا!

توضیح از سایت

بیشتر بخوانید

«به خدای درختان انجیر» ، محسن حسن‌زاده

نویسنده سفرنامه به خدای درختان انجیر : سفر اربعین سال 1398 برای من از جنبه های گوناگونی، ویژه بود؛ شاید به همین خاطر است که جسارت کردم و قلم به دست گرفتم تا روایت گر این سفر باشم. طبعا نه صاحب این قلم را توانایی آن است که زیبایی های اربعین را به بند واژگان بکشد و نه ماجراهای سفر محدود به سطوری است که در ادامه می آید. با این وجود کوشیده ام ضمن پرهیز از اغراق، مشاهده گری صادق باشم که تنها به تماشای ظاهر اکتفا نمی کند؛ نیز تلاش بر آن بوده که تا حد ممکن، در ثبت اطلاعات دقیق باشم و برای کسب اطلاعات جستجو کنم. نتیجه، متنی هر چند ناقص اما تاریخ آلود و جغرافیا اندود است! امید است که تجربه سفر اربعین 1398، واپسین تجربه شیفتگان حقیقت نباشد و…

توضیح از سایت

بیشتر بخوانید

© طبق قانون کپی رایت تمامی حقوق مربوط به این سایت محفوظ می باشد و فقط انتشار آن با ذکر لینک بلامانع است.