جعفر شهری در سال ۱۲۹۳ در محله عودلاجان بازار تهران به دنیا آمد و در سحرگاه ٨ آذر ۱۳۷۸ دیده از جهان فروبست و با رفتنش گنجینه‌ای از دیده‌ها و دانستنی‌های ناگفته‌اش را نیز با خود برد. جعفر شهری به دلیل فقر مالی از تحصیل محروم بود ولی به مدد حافظه شگفت خود و عشقی که به تحصیل داشت کم کم از این و آن خواندن و نوشتن فرا گرفته و به قول خودش با خواندن و خواندن خواندن، نویسنده‌ای بی‌مدعا ولی توانا شد. جعفر شهری همه وقایع آن روزگاران را به خوبی در قالب کتاب‌هایش گنجانده است. او نویسنده‌ای بود که بسیار خوب پیرامون خود را می‌دید و با مسایل و مشکلات جامعه آشنا بود چون خود تمام این مشکلات را درک کرده بود.

کتاب شکر تلخ او شرح دوران کودکی او و بدبختی‌های مادرش است که شهری با نگاهی تیزبین و نقادانه به کندوکاو جامعه سیاه آن موقع و ستم‌هایی که بر زن ایرانی رفته است می‌پردازد. در کتاب گزنه که شرح دوران نوجوانی اوست به ترسیم شخصیت پدرش که فردی بی‌مسئولیت بود و ناپدریش که حسود و خودخواه بوده، می‌پردازد و کتاب قلم سرنوشت او شرح دوران میانسالی و موشکافی شرایط جامعه و تاثیر آن بر زندگی است. این ۳ کتاب در قالب رمان نوشته شده ولی آثار دیگر او در زمینه‌های دیگر است. کتاب‌های حاجی در فرنگ و حاجی دوباره او سفرنامه‌های انتقادی است که خرافات دینی را به چالش می‌کشد.

منبع

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

© طبق قانون کپی رایت تمامی حقوق مربوط به این سایت محفوظ می باشد و فقط انتشار آن با ذکر لینک بلامانع است.