کتاب همپای مسافر اردیبهشت، روایت خود را از سنندج، دوشنبه، ۲۱  اردیبهشت سال ۱۳۸۸ آغاز می‌کند؛ زمانی که مهدی قزلی، نویسندهٔ کتاب حاضر، طبق قراری قبلی در فرودگاه مهرآباد حاضر می‌شود و در هواپیمایی که مقصد آن کردستان بود، می‌نشیند.

او در پایان این بخش از روایت خود، پرسش اصلی آن‌روزهایش را طرح می‌کند؛ اینکه چه می‌خواهد بنویسد؟ آنچه او می‌نویسد، سرانجام، کتاب همپای مسافر اردیبهشت را پدید می‌آورد.

خواندن کتاب همپای مسافر اردیبهشت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران سفرنامه پیشنهاد می‌کنیم.

بخش‌هایی از کتاب همپای مسافر اردیبهشت

«برنامهٔ روز جمعه خالی بود. صبح بعد از بیدار شدن از خواب و خوردن صبحانه رفتم آنجایی که دم و دستگاه بچه‌های رسانه‌ای و سایت خامنه‌ای دات‌آی‌آر برقرار بود. بااینکه قرار نبود برنامه‌ای باشد ولی آنجا شلوغ بود. همه خیمه زده بودند روی مانیتور یکی از کامپیوترها و به‌دقّت نگاه می‌کردند. جلو رفتم و برای ارضای حسّ کنجکاوی سرکی به مانیتور کشیدم. عکس‌های آقا بود با هیبت غیررسمی همراه چند نفر در کوه.»

توضیح از سایت

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

© طبق قانون کپی رایت تمامی حقوق مربوط به این سایت محفوظ می باشد و فقط انتشار آن با ذکر لینک بلامانع است.