سفرنامه تخیلی: سفر به شهر ممنوعه

بخشی از کتاب: آخرین بلوط کهنسال که شاید آخرین درخت جهان نیز باشد و فراز تپه‌ای سبز قرار داشت. آتش تمام جنگل را فرا گرفته‌بود و شعله‌های آن به سمت درخت زبانه می کشید. مرد به سرعت خود را به درخت رساند. او سعی داشت تا مانع از نزدیک شدن آتش به درخت شود اما آتش به درخت رسیده بود و کاری از دست مرد بر نمی آمد. مرد تلاش کرد تا آتش را مهار کند اما بی فایده بود و دستانش در آتش سوخت. تا چشم کار میکرد از لابلای شاخه های درخت پیر، هزاران سنجاب بیرون آمده و در آتش می سوختند. جنگل به همراه درخت پیر بلوط در آتش خشم انسان سوخت و از بین رفتن رفت. مرد خاکسترهای درخت را کنار زد و میوه های بلوط بسیار کوچکی را از میان خاکسترها بیرون کشید. او بلوط را برداشت و از آن جهنم گریخت.

https://www.safarvaname.ir

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

© طبق قانون کپی رایت تمامی حقوق مربوط به این سایت محفوظ می باشد و فقط انتشار آن با ذکر لینک بلامانع است.