رضا امیرخانی  متولد سال 1352 در تهران، نوشتن را از زمان کودکی آغاز کرد. او فارغ‌التحصیل رشته‌ی مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف است که در جوانی در دوره‌های خلبانی شرکت کرد و جوان‌ترین خلبان ایران شد. رضا امیرخانی در پی علاقه‌اش به نوشتن، حرفه‌ی نویسندگی را پیش گرفت و اولین اثرش به نام «ارمیا» را نوشت. رمان «ارمیا» در سال 1374 از سوی «انتشارات سمپاد» منتشر شد.

امیرخانی نوشتن را ادامه داد و سبک خاص خود را آفرید. او کتاب «من او» را منتشر کرد و توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کرد.  او همچنین برای مدتی سردبیر «سایت لوح» و رئیس هیئت مدیره‌ی «انجمن قلم ایران» نیز بود.

رضا امیرخانی در اواخر دهه‌ی هشتاد شمسی به آمریکا سفر کرد و چند سالی را در آن‌جا گذراند. او پس از بازگشتش در سال 1382 آیت الله خامنه‌ای را در سفر به استان سیستان همراهی کرد و خاطرات سفرش را در قالب کتاب «داستان سیستان» منتشر کرد. امیرخانی در جمع دانشجویان در دانشگاه مشهد در مورد انتخابات گفته است :«اهل فرهنگ یک وظیفه دارند و بس؛ به شدت انقلابی بودن و به شدت غیردولتی بودن. خود ولایت فقیه هم جوری که ما می‌فهمیدیم در رابطه با مردم تعریف می‌شد، نه در رابطه با دولت…»

کتاب‌های رضا امیرخانی جوایز و افتخارات زیادی را کسب کرده‌اند، کتاب «ره‌ش» اثر برگزیده‌ی یازدهمین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی جلال آل احمد و برنده‌ی جایزه‌ی سی و ششمین دوره‌ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش ادبیات شد. از کتاب‌های رضا امیرخانی که در فیدیبو موجودند می‌توان به «جانستان کابلستان»، «ناصر ارمنی»، «از به»، «قیدار»، «من او»، «ارمیا»، «نفحات نفت» و «ره‌ش» اشاره کرد که برای خرید و دانلود پی دی اف آ‌‌ن‌ها می‌توانید به سایت و اپلیکیشن فیدیبو مراجعه کنید.

کتاب‌ جانستان کابلستان از رضا امیرخانی اولین بار در سال 1390 از سوی «انتشارات افق» منتشر شد. این کتاب روایت نویسنده از سفر چند روزه‌اش به کشور افغانستان است. سال 1388 رضا امیرخانی همراه همسر و فرزندش برای سخنرانی در مراسم دانشجویان جدید الورود دانشگاه شریف راهی مشهد می‌شوند.

رضا امیرخانی در میانه سفر مشهدش، تصمیم می‌گیرد راهی افغانستان شود. او به قصد دیدار با استادان و ادیبان دانشگاه هرات به کنسولگری افغانستان می‌رود و به راحتی مراحل اداری ورود به این کشور را طی می‌کند. امیرخانی به همراه خانواده‌اش بدون هیچ پیش‌ زمینه‌ای که ممکن است چه اتفاق‌هایی در انتظار آن‌ها باشد، راهی افغانستان می‌شوند. آن‌ها به شهرهای «هرات»، «مزارشریف» و «کابل» سفر ‌می‌کنند و امیرخانی با زبان عامیانه وضعیت اجتماعی و فرهنگی مردمان کشور افغانستان را توصیف می‌کند. رضا امیرخانی با نثر روان و پویایش سفرنامه‌ی جذابی خلق می‌کند، او قبلا هم این کار را در کتاب «داستان سیستان» انجام داده است. امیرخانی در سفر کوتاهش پنجره‌ای کوچک به سمت افغانستان می‌گشاید و ما را با آداب و رسوم مردم افغان از نزدیک آشنا می‌کند. او علاوه بر این‌که سفر خود را روایت می‌کند اوضاع سیاسی، اقتصادی و پیشینه‌ی این کشور را نیز بازگو می‌کند.

رضا امیرخانی طی 9 فصل سفرنامه‌اش را در کتاب جانستان کابلستان روایت می‌کند. فصل اول با نام «مور و تیمور» پیش درآمد کتاب است که نویسنده صعود دماوندش را توصیف می‌کند. بقیه‌ی فصل‌ها ابتدا روایت سفر مشهد هستند و پس از آن امیرخانی درباره‌ی افغانستان سخن گفته است. عنوان فصل‌های کتاب به این شرح است: «مشهورات هرات» «متواترات هرات» «تحریرات هرات» «زائر زار و نزار مزار» «بلخ؛ الخ…» «تقابل با کابل» «انتخاباتیات» «بلاکش هندوکش».

پس از انتشار کتاب جانستان کابلستان، رضا امیرخانی بار دیگر به کابل رفت. در این سفر با افرادی همچون «سيدضياء قاسمي»، شاعر و نويسنده افغانستانی، «محمدحسين جعفريان»، مستندساز، شاعر و اديب ايراني و «سيدرضا محمدي»، رييس اتحاديه نويسندگان افغانستان دیدار کرد.

امیرخانی در مصاحبه‌ای درباره‌ی این روز گفته است: «روز خوشی است برای من که گزارش دهم، روز به روز رابطه‌ی فرهنگی این دو پاره‌ی جداشده، نمی‌گویم دو ملت، نزدیک‌تر می‌گردد و این نزدیکی فقط به واسطه‌ی کلمه است، به واسطه‌ي فرهنگ. که فرهنگ خود بالادستِ سیاست می‌نشیند و سیاست زاییده‌ی فرهنگ است و مضحک است تصویر فرزندی که مادر را بزاید. با نوشتن جانستان کابلستان، با نسلی روبه‌رو شدم از افغانستانی‌های اصیل نسلِ دوم و سوم که افغانستان را هرگز ندیده بودند و جانستان برای ایشان پنجره‌ای بود ولو مکدر و مشجر از افغانستانِ امروز. اتفاقاتی که در دهه‌ی اخیر در رابطه‌ي فرهنگیِ این دو هم‌نژادترین هم‌سایه افتاده است، شاید غیرقابل باور باشد. امروز به راحتی می‌توان جایزه‌ی مشترک گرفت در حوزه‌ي زبانِ فارسی و بدونِ احساس غریبه‌گی در دانشگاه کابل گرد هم آمد برای کتابی از وطن‌داری که در آن سوی دیوار می‌زید. دیوار شمال و غرب و جنوب، طبق اسناد ثبتی ساخته شد به دست مالکان دوسوی دیوار. اما دیوار شرقی «مید این آذرز» بود. هفت سال پیش که جانستان را مي‌نوشتم به دنبال این بودم که روی این دیوار، پنجره‌ای ولو کوچک بسازم در کنارِ پنجره‌هایی که عزیزان دیگر ساخته بودند؛ کسانی که همه‌گی فضل تقدم دارند بر من، چنگیز پهلوان، محمدکاظم کاظمی، محمدحسین جعفریان و… اما امروز و در این محفل به امری دیگر می‌اندیشم. امروز به این می‌اندیشم که این نسل، بایستی چنان این پنجره‌های کوچک را کلان کند که دیوار فرو بریزد. دیواری که با سیاست ساخته شد، با فرهنگ فرو می‌ریزد.»

«سيدضياء قاسمي» در تکمیل صحبت‌های رضا امیرخانی گفته است :«آثار اميرخاني داراي شگفتي‌هاي فرمي و محتوايي ارزشمندي است. خلق كتاب جانستان كابلستان نيز اقدام ارزنده ديگري از اين نويسنده است و به راحتي نمي‌توان در قالب كلمات در خصوص اين كتاب سخن گفت. اين كتاب در مطبوعات و رسانه‌ها جريان‌سازي كرد؛ زيرا از آنجا كه نگاه متفاوتي به افغانستان دارد، نگاه جامعه ايران به افغانستان را نيز تغيير داد. بعد از انتشار اين كتاب بود كه شاهد رجوع دوباره نويسندگان و فيلمنامه‌نويسان ديگر به افغانستان بوديم.»

https://fidibo.com/

از انتشارات افق

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

© طبق قانون کپی رایت تمامی حقوق مربوط به این سایت محفوظ می باشد و فقط انتشار آن با ذکر لینک بلامانع است.