خانم مشرّف مبشّر (زادرو: 1942) داستان‌ نویس و رُمان نویس پاکستانی و سرپرست «دانشکده دولتی فرنتیر برای بانوان» در پیشاور، پاکستان است. در سال 2016 میلادی، همزمان با هفته وحدت، هفت نفر از بانوان انجمن ادبیِ «کاروان حوا» [*] در پیشاور برای شرکت در این مراسم به دعوت «سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی» به ایران سفر کردند: مشرّف مُبشّر- بُشرا فرّخ(مدیر انجمن ادبی کاروانِ حوا)- تابنده فرّخ (دخترِ بُشرا فرّخ)- عطیه هدایت الله- سلمی قاصر- ثمینه قادر- شمشماد نازلی.

وی سفرنامه اش را به اردو نوشته که با عنوانِ «بوستان ایران» در سال 2018 از شهر پیشاور منتشر شد. سپس با همین عنوان به زبان فارسی ترجمه شد و در سال 2021 از شهر پیشاور چاپ شد:

«بوستان ایران»، خانم مشرّف جبین مبشّر- مترجم: ناشر ندارد، محل چاپ: پیشاور، پاکستان، سال چاپ: 2021.

پیش از متن سفرنامه به ترتیب این نوشته ها آمده اند:

– نوشته ای به فارسی از محمدباقر بیگی (سرکنسول ایران در پیشاور).

– نوشته ای به فارسی از خانم دکتر شفقت جهان(مدیر پیشینِ گروه فارسی دانشگاه پیشاور). وی 17 سال درایران زندگی کرده است. همزمان با انقلاب ایران آمده بود. وی در سالهای 2011 و 2016 هم به ایران سفر نموده بود.

1- نوشته ای به فارسی از بُشرا فرّخ (مدیر انجمن ادبی کاروان حوا). وی در همین برنامه به عنوانِ سرپرست بانوان پیشاوری شرکت کرده بود. وی چند سال پیش به ایران آمده بود و سفرنامه‌اش را هم چاپ کرده است: «خمینی کے دیس میں»، (= در سرزمین خمینی) سفرنامه نویس: بشری فرّخ، سال چاپ: 2013.

– نوشته ای به فارسی از دکتر فضل عظیم عظیم (مترجم کتاب): وی در چهارده سالگی به ایران و در بهمن 1357آمده بوده است. فتح پادگان جی(در تهران) و لحظه ورود امام خمینی به فرودگاه مهرآباد تهران را از نزدیک دیده بود. همچنین وی در سالهای اخیر به ایران سفر کرده است.
بعد از این نوشته‌ها متن اصلی سفرنامه شروع می شود: این هیئت هفت نفره بانوان پیشاوری 13 دسامبر 2016 از «فرودگاهِ بین‌المللیِ بی‌نظیر بُتّو» در اسلام آباد واردِ «فرودگاه بین‌المللیِ شهید هاشمی نژاد» شدند. فردای آن روز با قطار به تهران آمدند و در مهمان‌خانه‌ای در فرمانیه اقامت کردند. در تهران از این مکان‌ها دیدار کردند: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی (که برنامه هفته وحدت در همینجا برگزار می‌شد)- موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس- بوستان بهشت مادران- سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران- باغ موزه دفاع مقدّس- حسینیه جماران- بُرج میلاد- حوزه هنری انقلاب اسلامی- در دفتر ادبیات پایداری ملاقات با سیده اعظم حسینی (نویسنده کتابِ «دا»)- صدا و سیما، شبکه سحر و شبکه العالَم- گروه اردو دانشگاه تهران- رستوران و سفره خانه سنتی پات-

20 دسامبر با قطار از تهران به شیراز و بازدید از: تخت جمشید- حمام وکیل، مسجد وکیل، بازار وکیل، ارگ کریم خان- مزار سعدی- مزار حافظ- شهرداری شیراز- رستوران سنتی آذری.

22 دسامبر با هواپیما از شیراز به مشهد و زیارتِ حرم امام رضا علیه‌ السلام-بازدید از: مسجد گوهرشاد- سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی – دانشگاه بین المللی امام رضا علیه السلام- مقبره فردوسی- موزه طوس-

نویسنده در بخش پایانی سفر با عنوانِ «سفر وسیلة ظفر» دیدگاه کلی خود را درباره ایران نوشته است: اهمیت نظافت در ایران؛ احادیث پیامبر اکرم ص و ائمه اطهار و امام خمینی در همه جای شهر؛ نصب مجسمه مشاهیر ایران در معابر عمومی؛ اهمیت به کتاب و کتابخانه؛ انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی؛ زیارتگاه های ایران دور از مراسم خرافی هستند. در اینجا خلاصه‌ای از دیدگاه های مشرّف مبشّر را می آوریم:

«مسافرت به ایران یک مسافرت عجیب بود که روش فکر و اندیشه را دگرگون ساخت. افکار را تقویت و تثبیت نمود و به احساسات پرواز جدیدی بخشید. تشنگیِ علم و دانش را افزود». (ص 204)

«قبل از رفتن به ایران درباره بانوان ایران، اندیشه و تامل و فکر عجیبی داشتیم. در واقعیت با توجه به انقلاب اسلامی، این برداشت عمومی ایجاد می شود که محیط افراط گرایانه ای خواهد بود. بانوان در محیط خانوادگی مشغول کارهای خانگی سنتی باشند، اما از محیط سه شهر بزرگ ایران یعنی تهران، شیراز و مشهد مقدّس به خوبی به این نتیجه رسیدیم و متوجه شدیم که بانوان ایران در حجاب کامل اسلامی، با پوشیدنِ چادر از سر تا پا، در امور اجتماعی، معاشی، اقتصادی و سیاسی در کنار جوانان ایران با مقاومت، خود اعتمادی و خودباوری در توسعه، تعمیر، پیشرفت و بازسازی کشور خود مشارکت دارند». (ص 206)

«تابلوهای نصب شده بر ساختمان ها، چهارراه ها، میدان ها، مغازه ها، خیابان ها و جاده ها در ایران نمایندگی فارسی، زبان ملی را به عهده داشته و نشانگر این نمایندگی بودند. ملت های زنده بر زبان هایشان افتخار می کنند. ».(ص 207) «سیستم رفت و آمد درون شهری نیز نشانگر ثبوت واقعی و آشکار یک کشور و ملت متمدن و سازماندهی شده می‌باشد ». (ص 207)

مشرّف مبشّر پس از این دیدگاه ها از تک تک همسفرانِ پیشاوری خود تعریف کرده است که همراه و همیار بوده اند و از میزبان ایرانی به خوبی یاد کرده است:

«قبل از حرکت از پیشاور به ما درباة موسم (آب و هوا) شهر مشهد توضیحاتی داده شده بود. همزمان با شنیدنِ درجة منفی 10 [درجه] در ماه دسامبر به لرزه درآمدیم. برای نجات از سرمای شدید، انتخابِ مقادیر زیادی از پوشاک‌هایِ گرم همراهمان بود، اما در مشهد، تهران و شیراز هیچ‌گاه نیازمندِ زیاد و بیشتر به آن پوشاک و لباس‌های گرم نشدیم. شاید گرمایِ محبت و پذیرایی صمیمانه برای آرامش و گرم نگهداشتنِ جسم و جانمان کفایت می‌کرد» (ص 181)

پی نوشت:

[*] اصل نام به زبان اردو: «کاروان حوا لٹریری فورم».

مقاله از: دکتر سمیع الله، استادیار گروه فارسی، دانشگاه جی.سی فیصل‌آباد، شهر فیصل‌آباد، پاکستان.

www.safarvaname.ir
منتشر شده در پاکستان ( فارسی و اردو)

سفرنامه به انتخاب: خانم لیلا عبدی خجسته

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه

© طبق قانون کپی رایت تمامی حقوق مربوط به این سایت محفوظ می باشد و فقط انتشار آن با ذکر لینک بلامانع است.